چهارشنبه ۱ آذر ۹۶

  • تاریخ: ۱۲/۰۸/۱۳۹۶
  • شناسه خبر: 21784
  • زمان:۲۳:۳۲

خودکشي و بازتاب رسانه اي

IMG_20170729_051924

حسين بشيري گيوي

 

خودکشي دو دختر که اين روزها با ابعاد مختلف در رسانه ها بازتاب گسترده اي به خود گرفته و متاسفانه همه در اين باره موضع گيري مي کنند. با توجه به نوع شناسي خودکشي خودکشي داراي چهار بعد است .۱-خودکشي تقديرگرايانه ، ۲-خودکشي خودخواهانه ، ۳-خودکشي دگر خواهانه ، ۴- خودکشي بر اساس ناهنجاري هاي اقتصادي-اجتماعي .
با توجه به اينکه ما اطلاعات کاملي از وضعيت فردي،خانوادگي، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و… دختران نداريم لذا نمي توانيم دقيقا مشخص کنيم که اين نوع خودکشي از کدام نوع مي باشد. اما اينکه تحليل هاي سطحي از يک طرف و فيلم دختران از طرف ديگر در رسانه ها و شبکه هاي مجازي داراي بازتاب گسترده مي شود اين رفتار رسانه اي شهروندان مخاطرات آسيب زايي را براي نوجوانان و جوانان ايجاد مي کند. انگيزه خودکشي گروهي در جامعه تقويت مي شود. با رسانه اي شدن خودکشي دختران متاسفانه در روزهاي آتي شاهد افزايش اين نوع خودکشي ها خواهيد بود. خودکشي درست است که ريشه هاي مختلف دارد ولي در نهايت فرد نتيجه نهايي را در ذهن خود تکميل مي کند و ممکن است يادداشتي هم از خود براي انگيزه و علل خودکشي به جا بگذارد ولي اينکه خودکشي به عرصه اجتماعي راه يابد و از حالت فردي خارج شود با دو رويکرد مواجه مي شود ، اول اينکه با بحث بين دو طرف يا بيشتر از خودکشي فرد پيشنهاد دهنده منصرف مي شود. دوم اينکه اگر زمينه خودکشي در طرفين وجود داشته باشد انگيزه خودکشي تشديد مي شود و درنهايت خودکشي گروهي در جامعه نمايان مي شود. متاسفانه با رسانه اي شدن خودکشي دختران اين الگو در ذهن نوجوانان نقش بست و در آينده متاسفانه شاهد گسترش اين رفتار خواهيد بود. لذا مسئولان سياسي -اجتماعي ضرورت دارد که اين مسئله خطير را مديريت کنند و بيش از اين پرونده باز نماند. شهروندان و رسانه ها هم از بازتاب رسانه اي خودداري نمايند.


  • سید صداقت خلخالی - ۲۱/۰۸/۱۳۹۶ در ۲:۳۹ بعد از ظهر

    با سلام به استاد ارجمند جناب آقای بشیری گیوی: آقای دکتر بشیری گیوی مخالف رسانه ای شدن انحرافات و ناهنجاریهای اجتماعی هستند . لازم دانستم در این باره مطلبی را عرضه کنم . ما در قرن حاضر در شرایطی به سر می بریم که به هیچ وجه نمی شود جلوی رسانه را گرفت . ممکن است دستگاهی بخواهد بنا به دلایل و موجباتی محدودیتی برای رسانه ایجاد کند، اما موفق نخواهد شد . رسانه واقعیتی است که با زندگی روزمره مردم عجین شده است که به تعبیر جامعه شناسان اگر در را به سوی واقعیت های اجتماعی بنددند آن واقعیت ها از پنجره وارد می شود . مثال و شاهد این ادعاء این است که پیشینیان ونیاکان ما در گذشته هیچکدام کت شلواری نبودند و لباس سنتی خاص خود را داشتند اما واقعیت ارتباطات جهانی وجهانی شدن که نتیجه تفکر لیبرالیسم اقتصادی است این فرهنگ را بر ما تحمیل کرد به طوری ما بدون این که در باره حسن و قبح آن بیاندیشیم. تسلیم شدیم . موضوع انحرافات و ناهنجاریهای اجتماعی در قرن حاضر یک موضوع پیچیده است و معلول عوامل و موجبات متعددتاسف بار که فقط به جامعه ما اختصاص ندارد. سئوالاتی که به ذهن تداعی می کند ما را در مقام پاسخگویی به تامل وا می دارد. ایا می شود بین ناهنجاریهای اجتماعی و فقر ملازمه و ارتباط منطقی برقرار کرد ؟ آیا می شود بین ناهنجاریهای اجتماعی و اعتیاد ارتباطی برقرار کرد ؟ ایا بین رفتارهای ناهنجار و بحرانهای ناشی از سن بلوغ ملازمه ای وجود دارد ؟ چه ارتباطی بین بی عدالتی اجتماعی و ناهنجاریهای اجتماعی وجود دارد ؟ نقش تعلیم و تربیت در رفتارهای اجتماعی چیست ؟ نقش مذهب تا چه اندازه است ؟ نقش عوامل بازدارنده دیگر تا چه اندازه است ؟ مشوق های هنجارهای پسندیده عملا کدام ها هستند ؟ درسی که روزگار به ما می آموزد در عصر انفجار اطلاعات، چه درسی است؟ برای پاسخگویی به هریک از سئوالات فوق الذکر نخست باید انسان موضوع پژوهش قرار گیرد نه انسان دویست و یا سیصده و یا هزاران سال پیش. انسان امروزی با بینش و نگاه و آرمان امروزی. انسان در قرن حاضر روی موجی است که نمی داند روی این موج کی سوار شده است ؟ آیا سوار شدنش اختیاری بوده است یا جبر و واقعیت های تاریخی وی را سوار موج کرده است و مسیرحرکت این موج و این که ما را به ساحل نجات خواهد برد یا نه؟ معلوم نیست. این واهمه ای است که تمامی اندیشمندان و فلاسفه و علمای اخلاق آن را بازگو می کنند.. سوغاتی است که لیبرالیسم اقتصادی به بار اورده است در جامعه جهانی . این تفکر مولفه های خاص خود را دارد که با مولفه های ادیان توحیدی و در راس آن مکتب متعالی اسلام سر سازگاری ندارد . عبور از فرهنگ آیینی به فرهنگ جهانی فارغ از این موضوع که آیا ضرورت دارد یا نه ؟ و انسان را به سعادت می رساند یا نه؟ در جوامعع سنتی به خصوص در مشرق زمین به راحتی امکان پذیر نیست . بنا بر این به نظر می رسد این بحران های ناشی از موج لیبرالیسم اقتصادی که مفاهیم جدیدی را از زندگی بشر خلق کرده و عرضه می نماید انسانها را در خلق مفاهیم زندگی وکد گذاری بر انها بر اساس نظام ارزشی وا مانده کرده است . گویی مفاهیم سنتی دیگر کهنه شده است و شهد و شیرینی گذشته خود را ندارد. انسان امروزی نمی تواند ببین عقل دکارتی وایین کنفسیوسی و مکتب بودایی و مزدکی و اهورا مزدایی و اموزه های سعادت افرین مکاتب ابراهیمی سر سازگاری بیابد ونظام ارزشی خود را نخست در حوزه ذهن و سپس در بستر زندگی اجتماعی خود قاعده مند نماید و به همین دلیل وامانده و سرگردان است. و ناهنجاریهای اجتماعی بی ارتباط با این موضوع نیست..

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست